محمد رضا واليزاده معجزى

423

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

آورده گفت : « به حق اين قرآن اگر من در اين مبارزه توفيق حاصل كردم شما در مقدرات من و محمد على شاه برادرم شريك و سهيم خواهيد بود . اكنون شما هم بايد سوگند ياد كنيد كه به من خيانت نكنيد و مشروطه را از خيال خود بيرون سازيد . » آقا شيخ محمد در جواب مىگويد : « اين سوگندى كه حضرت و الا در عين اقتدار براى من ياد مىكنيد دلالت بر صدق گفتار و حسن نيت شما دارد و مرا وادار مىكند كه در راه موفقيت شما از بذل جان و مال دريغ نكنم و چون در اين موقع شب كه هزارها نفر افراد اردوى شاهزاده اطراف مرا گرفته‌اند ، ايراد سوگند دلالت بر ضعف نفس من خواهد داشت . لذا بدون سوگند از صميم قلب به شما قول مىدهم كه نيروى خودم را در راه پيشرفت كار حضرت و الا صرف كنم مشروط بر اين‌كه در مواقع لازم عرايض صادقانه مرا مورد توجه قرار دهيد . » شاهزاده كه واقعا مردى پاكدل و ساده و خالى از خلل بود ، به‌همين قول ساده قناعت كرد و آيت اللّه را شب نزد خود نگاه داشت و در تمام امور ايشان را مشاور خود قرار داد و نامه‌ها و تلگراف‌هاى مهم را نيز به عهده ايشان گذاشت و شيخ محمد مردوخ عملا معاونت شاهزاده را عهده‌دار شد . روز بعد بقيه اردو همراه شيخ علا الدين و شيخ صادق و شيخ مظهر - برادران شيخ حسام الدين كه از پيش گفتيم سالار الدوله نخست نزد او رفته و از او طلب يارى و توصيه متنفذين كردستان را نمود و شيخ هم تا آنجا كه در حيز قدرت او بود ، خوانين و رجال و مردان صاحب نفوذ و علما كردستان را به يارى او برانگيخت - به اتفاق شيخ غنى مردوخى نماينده محمود پاشاى جاف وارد سنندج شدند . پس از دو سه روز خبر رسيد كه محمد ولى خان سپهدار تنكابنى از رشت به تهران مراجعت كرده است و هر روز هم از هر طرف خوانين و روساى عشاير كردستان با جمعيت وارد شده و نسبت به سالار الدوله اظهار اطاعت و انقياد مىكردند . روز شانزدهم رجب سليمان خان شرف الملك با حسين خان مظفر السلطنه و عباس خان ظفر السلطان ( سردار رشيد معروف ) وارد شدند . سالار الدوله در آن چند روز از كردستان چندين تلگراف به عنوان خوانين و رؤسا ايلات و طوايف و متنفذين و مالكين عمده كرمانشاه ، همدان ،

--> اين همه اندوخته‌هاى علمى طبعا معظم له بايستى از هرگونه تعصبات بىمورد بر كنار باشند و همان‌طور كه خودشان از فقهاء و علماء شيعه مذهب انتظار دارند ، موجب ايجاد كدورت و دشمنى فيما بين برادران سنى و شيعه كه هردو زير پرچم اسلام و پيرو يك كتاب و يك پيغمبرند نشود و با طرح بعضى مطالب و قضاياى يك طرفه موجبات تفرقه و نيستى ، بلكه عداوت و دشمنى بين سنى و شيعه را فراهم نياورند حتى در ضمن مباحث كتاب دو فرقه را به اتفاق و اتحاد دعوت كنند .